
زیانهای تحققنیافته اوراق قرضه بانک آمریکا ممکن است با افزایش شدید بازدهیها از ۹۰ میلیارد دلار فراتر رود
تحلیل بازار با هوش مصنوعی
مسئله کلیدی بازار خودِ رقم زیان اعلامشده نیست، بلکه این است که آیا این وخامت، نشانهای از یک مشکل گستردهتر در سرمایه، نقدینگی یا تأمین مالی در بانک آو آمریکا (BAC) است یا خیر. بارونز گزارش میدهد که زیانهای تحققنیافته در پرتفوی اوراق قرضه این بانک ممکن است در سهماهه جاری، همزمان با افزایش بازدهیها در پی فروش گسترده اوراق با درآمد ثابت، از ۹۰ میلیارد دلار فراتر رفته باشد.
سوگیری اولیه: نزولی برای BAC، اما نه لزوماً سیستماتیک. افزایش بازدهیها ارزش بازار اوراق بهادار موجود با سررسید بلندمدت را کاهش میدهد و بر ارزش دفتری مشهود و احتمالاً بر سایر درآمد جامع انباشته فشار وارد میکند. بااینحال، اگر اوراق تا سررسید نگهداری شوند و تأمین مالی باثبات بماند، زیانهای تحققنیافته معمولاً به زیان فوری در سود یا جریان نقدی تبدیل نمیشوند. بنابراین، تمرکز بازار کمتر بر رقم اسمی زیان و بیشتر بر ترکیب، مدتزمان، نقدشوندگی و نحوه حسابداری پرتفوی خواهد بود.
برای سهام BAC، ریسک اصلی شامل اعمال تخفیف ارزشی و بازگشت نگرانیها درباره حساسیت ترازنامه به نرخهای بهره است. تداوم زیانهای اوراق قرضه میتواند انعطافپذیری سرمایه را محدود کند، اعتماد سرمایهگذاران را کاهش دهد و در صورتی که سپردهها نیازمند جایگزینی با تأمین مالی عمدهفروشی گرانتر شوند، بانک را آسیبپذیرتر کند. اشاره مقاله به اینکه پرتفوی طی چندین سال بر سودآوری فشار وارد کرده است، احتمال ساختاری بودن این عامل منفی را، در مقابل یک نوسان ارزشگذاری بازار در یک فصل، تقویت میکند.
این خبر برای سهام بانکهای آمریکایی و عملکرد نسبی بخش مالی نیز اهمیت دارد. سرمایهگذاران ممکن است سایر بانکهایی را که پرتفوی اوراق بهادار بزرگی دارند، دوباره ارزیابی کنند؛ بهویژه بانکهایی که در معرض اوراق خزانهداری با سررسید بلندمدت، اوراق بهادار با پشتوانه وام مسکن یا سپردههای بیمهنشده متمرکز قرار دارند. بانکهایی با وضعیت قویتر در حوزه اوراق بهادار، درآمد کارمزدی متنوعتر یا منابع تأمین مالی کمحساستر به نرخ بهره، ممکن است در مقایسه نسبی از BAC عملکرد بهتری داشته باشند. بارونز بهطور مشخص BAC را با JPMorgan مقایسه میکند و همین امر معامله نسبی BAC/JPM را به یکی از محورهای مهم توجه بازار تبدیل میکند.
برای اوراق خزانهداری و نرخهای بهره، این رابطه دوطرفه است. ادامه افزایش بازدهیها زیانهای دفتری بانکها در اوراق را تشدید میکند و از طریق اعتماد و هزینههای تأمین مالی، خطر یک بازخورد منفی را ایجاد میکند. در مقابل، کاهش بازدهیها بهصورت مکانیکی بخشی از فشار بر ارزشگذاری اوراق را کاهش میدهد و میتواند از ارزش دفتری BAC حمایت کند. بااینحال، جهش شدید اوراق خزانهداری که ناشی از نگرانیهای رکودی باشد، ممکن است همچنان از طریق کاهش تقاضا برای وام، وخامت کیفیت اعتباری و کاهش درآمد خالص بهره به بانکها آسیب بزند.
مواردی که میتوانند برداشت نزولی را بیاعتبار کنند:
شواهدی مبنی بر اینکه اوراق بهادار عمدتاً تا سررسید نگهداری میشوند، سپردهها و نقدینگی باثبات باقی ماندهاند، سرمایه نظارتی با فاصلهای مناسب بالاتر از الزامات قرار دارد و مدیریت میتواند زیانها را بدون فروش اجباری داراییها یا انتشار سهام جذب کند. مهمترین شاخصهای پیگیری، مدتزمان اوراق بهادار BAC و افشاهای مربوط به زیانهای تحققنیافته، روند سپردهها، هزینههای تأمین مالی عمدهفروشی، پوشش نقدینگی، سرمایه سهام عادی مشهود و اظهارنظر مدیریت درباره بازتنظیم پرتفوی اوراق بهادار هستند.
در مجموع، اثر فوری برای BAC منفی و برای بانکهای حساس به نرخ بهره هشداردهنده است؛ اما پیامدهای سیستماتیک گستردهتر به این بستگی دارد که آیا افزایش بازدهیها صرفاً زیانهای حسابداری ایجاد میکند یا به خروج سپردهها، فروش اجباری داراییها یا فشار سرمایهای منجر میشود.